


هی، جون-بانگ.
چیه؟
یه حس بدی به
این قضیه دارم…!
راستشو بهم بگو.
با جی-یون این
کارو کردی؟
ها؟! چی بگم…؟!
راز دختر
فروشنده
قسمت ۱۴
لعنتی…
حتی اگه بگم نه…
معلومه که دروغه.
هی دارم فکر میکنم
چرا حالم اینقدر بده.
آره…
قطعاً داره دربارهی
من حرف میزنه…
برام مهم نیست که با
پسرای دیگه میخوابه یا نه.
چون منم با دخترای
دیگه میخوابم.
ولی با این حال…
اون جی-یونه.
فکر کردن به اینکه با
پسرای دیگه میخوابه حالم
رو بدجور خراب میکنه.
نمیدونم چرا…
اِه، خب…
چیزی که بدترش
میکنه اینه که…
اون پسری که با جی-یون
خوابید تو بودی، نه
یکی دیگه. این بیشتر
حالم رو بهم میزنه.
نه… اونطوری
نیست… توضیح
میدم.
اون شب هیچی نشد.
فقط تو تخت خودم
بیدار شدم. همین…
چقدر خنگم…
اصلاً باور نمیکنه!
جدی؟
آره…!
چرتوپرته.
جون-بانگ…
مطمئنم این خنگِ باکره
خودش شروع نکرده.
جی-یون…
اون جنده…!
باشه، بریم. کلاس
داره شروع میشه.
آه… آره.
لعنتی…
مطمئنم جی-یون
رو راضی نکرده، چون
اولین بارش بوده.
هی بچهها… نمرهٔ خوب
گرفتن مهم نیست.
تو زندگی هیچی مهمتر
از اخلاق نیست.
هوم…
چطور میتونه بعد
از اینکه دید یه پسر
دیگه بهم میگفت،
اینقدر عادی باشه؟
نمیدونم اگه با یکی
دیگه برم بیرون چه
واکنشی نشون میده…
دا-یه…
دا-یه…!
ها؟ چی؟
آه، خب…
واقعاً…؟
قبلاً شمارهت رو به یه
پسر سالبالایی دادی؟
آره دادم… به تو چه؟
هی…!!!
چطور تونستی
این کارو بکنی؟!
یعنی چی…؟
واقعاً سونگ-جین…؟
یعنی فکر میکردم
منو دوست داری…!
داری چی
میگی تو؟
نگاشون کن. فکر
کنم یه چیزی بین
این دوتا هست.
سونگ-جین
و دا-یه؟
چی…؟
دا-یه رابطه داشته باشه…
هیچوقت بهش فکر نکرده
بودم. یا ندیدم با کسی باشه.
اگه با یکی بیرون بره…
اون حرومزاده به سینههاش دست میزنه…
و میمکششون…
اوه!
نه، جون-بانگ! به
چیزای چرت فکر نکن!
چه گوهی
داری میخوری؟
کلاب،
دو دریم
آه… چه
حالی میده…
فوقالعادهست!
آه…!
هی، درد گرفت.
یواشتر…
میدونم…
کیرم خیلی
گندهست!
قضیه اینطوری
نیست…
هننغ!
هوف
هوف
هوف
هوف
اِه…
دارم ارضا
میشم!
باشه، انجامش بده!
میتونم
توش بذارم؟
هر کاری
میخوای بکن!
اِه…
جی-یون…!
هومف!
باید تنگترش کنم
که زودتر ارضا بشه.
اوه، وای!
چقدر تنگه!
دارم ارضا
میشم!
آه…
آه… خوب بود؟
آره…
هی، اگه کارت تمومه
از روم بلند شو.
ولی ما فقط
یه بار کردیم…
کمرم درد میکنه!
داره واقعاً رو
اعصاب میره.
راستش،
کیرش اونقدرم
بزرگ نیست.
فکر کنم پیدا کردن
یکی بهتر از جون-بانگ
سخته…
آه♥
جون-بانگ…
میکنمت اسباببازی
خصوصی خودم.
ادامه دارد
راز دختر
فروشنده
sarrast.com
فکررر نکنم...
دستخوش