


اینبار واقعاً میتونم
بکارتمو از دست بدم…؟
من معمولاً با باکرهها
این کارو نمیکنم…!
بهتره بعداً ازم تشکر کنی!
راز دختر
فروشنده
لِپ لِپ
نننغ
اون واقعاً
باکرهست؟
ولی خیلی خوبه…
میدونستم…!
آدم درستحسابی
رو انتخاب کردم!
اوه!
نوبت منه.
بذار مال تو
رو بمکم
جی-یون…
ها؟ چی؟
تو که نمیتونی…
انتظار داشته باشی
هیچکاری نکنم!
اون پایین
خیلی حساسه~
اگه مال منو بمکی،
خیلی تحریک میشم…
اونوقت نمیتونم
کیرتو بمکم.
آه!
داره مک میزنه و همزمان
حرف میزنه… حس عجیبیه…
کونش دقیقاً جلوی چشممه…
هِن!
بعد انتظار داره یهجا میخکوب بشم؟
هی…!
نننغ!
هِننغ…
باورنکردنیه…
واقعاً حساسی…
حالا فهمیدم…
هِننغ…
چرا همه
دیوونهی سکسن!
آه…!
طاقت ندارم…
میخوام بکنمش تو!
…تو کُس جی-یون!
…زود باش.
بکنش تو…
آه…!
واو…
این عالیه…!
نننغ!
هننغ…
آه…
جی-یون…!
خیلی خوبه!
حسش
فوقالعادهست!
آه!
منم همینطور…!
عاشقشم…
آه!
خدای من…
الان خیلی
تحریک شدم…
ذهنم داره
خالی میشه…!
آه…!
نننگه!
خیلی خوبه…!
ننننگه…
دیگه نمیتونم نگه دارم…!
آه…
جی-یون…!
آه…!
دارم ارضا
میشم…!
آه!
هومف!
آه…
این دیگه چیه…!
جی-یون…
مگه الان
ارضا نشد؟
میشه دوباره انجامش بدیم؟!
خب…
چرا که نه~
من دارم میرم.
جون-بانگ…
باز بدون
من رفت…
هی، هیون-وو.
هوم؟
به جی-یون زنگ
بزن بپرس کجاست.
بپرس الان با
جون-بانگه یا نه!
محاله دختری مثل
جی-یون با جون-بانگ
رفته باشه.
چت شده؟
بیخیال~ اصلاً کی
به اون نیاز داره.
هی، به نظرم تو
خوشگلترین دختر
دانشگاهی.
جون-بانگ باز
منو ول کرد…
و الان دور و برم پر از
این بازندههاست…
جون-بانگ…
چقدر بدی…
چرا من…!
نه بابا…
جی-یون با
جون-بانگ نمیره.
احتمالاً رفته دستشویی.
ادامه دارد
راز دختر
فروشنده
sarrast.com
به ما هم یه شانسی میدی؟
اره دستشویی