


آه…
خب، ما حق
انتخاب دادیم بهت،
جون-بانگ…
وقتشه تصمیمت
رو بگیری.
راز دختر
فروشنده
قسمت ۱۰
اوه…
چیکار کنم؟
بگو
جون-بانگ.
میخوای چیکار
کنی؟
عجله
نکن، جون-بانگ.
نمیخوام…
قضیه این نیست که کی رو انتخاب میکنم…
مشکل همین
چیزیه که اینجاست!
میشه فقط حرف بزنیم…؟
هاها…
بدون اینکه بازوم
رو بگیری…؟
آه، ببخشید.
تقصیر من شد.
هومف!
حالا میتونم کیرم
رو قایم کنم…
تصمیمت رو گرفتی؟
اوه…!
چرا سرش با هم
دعوا میکنید؟
بذارید راحتش کنیم!
دا-یه، تو با
جون-بانگ برو.
باشه!
چی؟! دا-یه
باید با ما بیاد!
این کارو نکن
جون-بانگ!
آه، خب…
نه… میخواستم از دا-یه بپرسم
چطوری قلب یه زن رو ببرم…!
هوم؟ جون-بانگ
حسودیش شده چون
جون-سوک و سونگ-جین
دارن بهم میچسبن؟
میخوام
بیشتر حسودیش
کنم! هههه
پس شما هم
با ما بیاید.
چه غلطی…
اینجا چطوری
بهش در مورد اون-هه
حرف بزنم؟!
جی-یون، میشه
تو اینستاگرام همدیگه
رو فالو کنیم؟
هی، حتی منو
بک هم نکرد.
آره، حتماً!
فالوت میکنم.
هی..!
چرا امروز اومدی
کلاس ما؟
چقدر میتونی
مشروب بخوری؟
آخ، چقدر کلافهم…
هر چی زمان بگذره، من و
اون-هه معذبتر میشیم…
بچهها، فکر کنم همهمون
الان معذبیم. چطوره بازی
مشروبخوری کنیم؟
فکر خوبیه.
پس اول من شروع میکنم!
اوه…
کجام…؟
یه چیز گرم حس میکنم…
…و نرم…
هههه…
چی شده؟
جی-یون…؟!
چه خبره الان اینجا؟
یادمه بهخاطر بازی مشروبخوری
کلی خوردم. بعدش همه
با هم رفتیم کارائوکه…
کارائوکه
دستشویی آقایان
و داشتم میرفتم دستشویی.
نکنه دارم خواب میبینم؟
صبر کن،
جی-یون…!
چرا~؟
نمیدونم چطور الان
اینجا سر در آوردم…
از من خوشت نمیاد؟
ولی وقتی به اون چشمهای سکسیش نگاه میکنم…
فکر کنم هیچ مردی تو دنیا
نمیتونه جلوش مقاومت کنه…!
هیچچیزی قویتر
از عشق نیست~ ♪
از یه پسر عاشق~ ♪
دارن میرقصن…؟
چرا جی-یون
اینقدر طول میده؟
جون-بانگ دیگه
کجا غیبش زد؟
هی، شماها خیلی
شلوغ میکنید.
جون-بانگ
کجا رفت؟
رفته دستشویی.
جی-یون هم گفت
میره دستشویی.
نه بابا…!
هیچ ایدهای ندارم…
…چطور اینجا سر در آوردم…
ولی الان این
مهم نیست.
مهم اینه…!
هــن♥
چقدر بزرگن…!
میخوام نوک سینههاش رو بمکم…!
اجازه دارم…؟
ولی نمیدونم
چطور بازش کنم…
هان؟
یه لحظه صبر کن.
اولین بارته، مگه نه؟
وای خدا!
نه، اینطور نیست…!
سعی نکن منو گول بزنی.
یعنی این بار واقعاً میتونم
باکرهگیم رو از دست بدم…؟
من معمولاً هیچوقت با
باکرهها این کارو نمیکنم…!
بهتره بعداً ازم تشکر کنی!
ادامه دارد
راز دختر
فروشنده
sarrast.com
یا خدا چی شد؟
قسمت ده شد بکن دیگه
ممنون