به کسی نگو! (بدون سانسور) قسمت ۴ از ۴۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹
سرراست بزرگترین
مرجع اختصاصی داستان
های سکسی تصویری
آه…!
ری؟ چی شده؟
این چه صداییه؟
حالش خوبه؟
نفس‌نفس می‌زنه.
نکنه مریض شده؟
هاها…
هیچی نیست بچه‌ها…
ی-یه دوستم
داره اذیتم
می‌کنه…
آه!
مطمئنی حالت
خوبه؟ پیش
کسی هستی؟
ولی خیلی دیروقته!
کی گفت می‌تونی
قطع کنی؟
اوف…
و-ولم کن…!
ممکنه
بشنون…
بس کن…!
مشکل من نیست…
بیشتر از اون، چرا
اعتراف نمی‌کنی که الان
خودت هم داغ کردی؟
این وقت شب
یکی پیشته؟ نکنه
دوست‌پسرته؟
چی؟! عمراً!
نکنه دارید یه
کار خلافی می‌کنید؟
هههه!
دیگه از حد نگذریم.
شوخی کردم!
هوم… ولی ری
هیچی نمی‌گه.
اتفاقی افتاده؟
نه… باید قطع کنم.
ممم…!
این‌طوری…
ممکنه بفهمن…؟!
آآآ!
ص-صبر
کن…! بس کن!
نکشش…
بس کن!
هان؟
داد زد؟!
ری؟!
هاها…
دوست‌پسر؟!
عمراً!
شوخی رو
بذار کنار…!
اگه بخوای، می‌تونی
راحت اعتراف کنی.
برای این؟!
فکر کردی!
اوف…!
ه-هرگز…!
هیچ‌وقت
اعتراف نمی‌کنم!
تو باکره!
لعنتی…
چرا این‌قدر لجبازه…؟!
بیشتر از اون،
این بدن یه زنه؟
هر جا دست می‌زنم
این‌قدر نرمه…!
حتی سارا هان…
این‌قدر خوب
حس می‌شه…!
ری… صدات
خوب نیست.
بهتره امروز رو
مرخصی بگیری.
هاا…
اوف…
باشه…
ببخشید…
کیییا!
می‌خوام تمام روز
نگهشون دارم!
انگار انگشتام دارن
آب می‌شن…!
ری… حالت خوبه؟
ص-صبر کن…!
یه لحظه!
هر چی محکم‌تر
فشار می‌دم…
تنگ‌تر می‌شه…!
اوف…؟!
این‌طوری دارم
ارضا می‌شم…!
دوستات دارن
شک می‌کنن…
اگه می‌خوای قطع
کنی، می‌دونی باید
چی کار کنی…
ت-تو…
باشه…
اعتراف
می‌کنم… حالا زود
باش بذار قطع کنم.
دیگه نمی‌تونم
صدامو نگه دارم…
حس می‌کنم دارم
دیوونه می‌شم…
اوف…!
هاا…
هاا…
اوف…؟!
هاا…
هاا…
گندش بزنن…
هاا…
هاا…
واقعاً این کارو کردم…
به کسی
نگو!
سرراست تقدیم میکند.
اوف…
سارا…
کاملاً ارضا شد…
دیدنش دوباره داره
منو تحریک می‌کنه.
نه… ولی من دیگه
از خط رد شدم…
باید تمومش کنم.
حالت خوبه؟
فکر کردی خوبه؟!
رفتی و تو من
ارضا شدی…
اوف… تو
باکرهٔ عوضی…
هنر اینه که
کمرت رو جلو و عقب
تکون بدی…
چه بازنده‌ای…!
من اصلاً نگران چی بودم…؟
کییاا؟!
منی همه‌جا
رو زمین داره
می‌ریزه…
داری
منو تحریک
می‌کنی.
ه-هی!
چی کار
می‌کنی؟!
اگه من یه بازندهٔ عوضی‌ام
که فقط می‌تونه کمرش رو
جلو و عقب تکون بده…
اوف…؟!
تو یه بازندهٔ
عوضی‌ای که از همین
کار ارضا شد!
هان…؟!
صبر کن!
چرا دوباره سفت
شده؟! مگه
ارضا نشدی؟!
حرومزاده!
بازندهٔ باکره…!
زیادی از خودت
جلو نزن!
باکره…؟
ها؟!
خودت همین الان کمک
کردی یه پله بالاتر بیام.
احمق عوضی!
وای نه… همین
الان ارضا شدم…!
ولی دارم
دوباره به اوج می‌رسم…!
ادامه دارد...سرراست بزرگترین مرجع
اختصاصی داستان های سکسی تصویری
پایان

قسمت ۴ تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد ۲۲ ساعت بعد

فردا ۱۴:۰۰

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۵ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۹ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی به کسی نگو! (بدون سانسور)
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت