تو فقط یه دختری که هیچی
نداری جز یه بدن که باهاش
مردها رو بازی میدی…
باز کن، سارا.
سرراست تقدیم میکند.
به کسی
نگو!
همینو گفتم…
ولی…
زیادی جلو رفتم؟!
آخرش درش آوردم…
ولی اگه کار
خراب بشه…
اوه؟!
ت-تو
باکره…!
فکر کردی
میتونی منو
بترسونی؟!
تو…
اوف…
این…
عجب…
داغه…
و سفته…
حس عجیبی
داره…
اییک؟!
و-واین چی بود
الان؟! تکون خورد…!
درست
حدس زدم…
تو هم باکرهای.
ها… مطمئن
نبودم، ولی تو هم
باکرهای، نه؟
لوسش
نکن.
خفه شو! داری
چی میگی؟!
ای-این هیچی
نیست…
مم…
مم…
مم…!
اوف…
سارا هان…
یهو گذاشتش تو دهنش!
مم…!
ساک زدن
اینجوریه…؟!
خیلی نرمه… دارم
دیوونه میشم!
ولی…
لعنت بهش،
درد داره!
این جوجه…
بلد نیست
ساک بزنه…!
حتی اگه بار اولم باشه،
از همون اول معلومه…
مم…
کیااا!
ه-هی! داری چی
کار میکنی؟!
خواستم نگهش
دارم، ولی نمیشه.
ها…؟
منظورت
چیه؟
اوه! نکنه داری
ارضا میشی؟!
هاها! باکرهها رو ببین!
حتی سه
دقیقه هم طاقت
نیاوردی-
سارا…
لعنت بهش،
درد داشت. فکرت چی
بود؟ این کاره نیستی.
هااا؟!
مگه میشد ارضا بشم.
فکر کنم داره خون میاد.
خفه شو! محاله…
اوه… من با
ساک زدنم یه عالمه
مرد رو ارضا کردم!
یعنی فرستادیشون
اورژانس…
چرا دندون میزنی؟
اعتراف میکنم
که باکرهام... اما خودتم
خیلی عجیب و غریبی...
تحریک
کردنم اونقدر هم
سخت نبود…
ولی محال رو
ممکن کردی و حالمو
گرفتی.
تو از یه باکره
هم بدتری.
چ-چی گفتی…؟!
این که…
آها؟! اوه!
وقتهش شده…!
ها…؟ این وقت شب
کی زنگ میزنه؟
ری ئه!
هی، ری!
هاها… ببخشید،
دیر کردم!
یورش
بهزودی شروع میشه،
آماده شیم.
باشه! همین
الان وارد میشم!
هاا…
از طرف دوستای
آنلاینش زنگ زده؟!
راستی، نگفتی
فردا تکلیف داری؟
آخرش یه کار دیوونه وار
کردم… به چی فکر میکردم؟
باید برگردم و
تکلیفو تموم کنم…
هاها! نشنیدی؟
ری دفعهٔ
قبل گفت همگروهیش یه خر
سادهست، برای همین همهٔ کارو
میندازه گردنش!
هاا؟! ص-صبر
کن! این…
دیشب همینو
گفتی، نه؟
گفتی به اون خر
ساده گفتی همهٔ
کارو خودش بکنه.
خب…
ظاهراً این یارو برای هر
کاری حاضره! هاها!
ولی نگفتی چون
مدام بهت گیر میده،
شده مزاحم؟
واقعاً راسته که یه
بیمعرفت گوشهگیره؟
ها؟ این چه صدایی بود؟
هاها…
هاا…
فکر کن نزدیک
بود واقعاً خودم
تکلیفو انجام بدم.
ه-هی…!
داری چی کار
میکنی…؟
چی میگی،
چی کار؟
کیااا…
ادامه
بدیم…
همون کاریو
که داشتیم
میکردیم.
چ-چی؟!
صبر کن…
مگه تموم نشد؟!
کیااا!
معلومه که نه. هنوز
قبولش نکردی…
منظورت چیه؟!
بذار ببینم…
داری چی کار
میکنی؟!
اینجاست…؟
حالا که فکر
میکنم…
د-دنیل…! مم!
فرقی نباید بکنه بار
اولت باشه یا نه.
الو؟
ص-صبر کن…
من احمق بودم که
بهت فکر کردم…
صبر کن…
اوف…!
چی شده؟ ری؟
صدای ما رو داری؟
محاله…!
من هنوز وسط تماسم…
صدام…
داره بیرون میزنه!
ولم کن…! من
تو تماسم!
خب که چی؟
تو که اصلاً برات
مهم نیستم، نه؟
منم همینطور.
دارم ارضا
میشم
هر چی بیشتر باهام
مثل آشغال رفتار کنی.
منم همونجور با
تو رفتار میکنم.
ادامه دارد...سرراست
تقدیم میکند.
سرراست بزرگترین مرجع اختصاصی
داستان های سکسی تصویری
برا همین دیر كردی؟
اهه! داری
چکار میکنی؟!