تخت دوطبقه قسمت ۸ از ۸۳۲ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲
بیا اینجا.
خیلی خسته شدی،
بذار برات ماساژ بدم.
ها؟ ولی من خوبم…
فقط یه پسر
خوب باش، باشه؟
بیا، بشین!
باشه…
لطفاً اول شونه‌ی
چپم رو…
هی.
کی حرفی از
شونه زد؟
فقط می‌خوام محبتت
رو جبران کنم.
تخت‌ دوطبقه
قسمت ۰۸
اِ… می‌سو…؟
چرا این کارو
می‌کنی…؟
چی؟
گفتم فقط دارم محبتت رو
جبران می‌کنم، چشه مگه؟
ولی بازم…
اون مالِ من…
زیپ
نکنه… دختره
منحرفه‌ها؟!
خب؟
می‌خوای
دست بکشم؟
نه… یعنی، چرا این
کارو می‌کنی…؟
چرا؟
چون تو با یی‌سول
صمیمی‌ای.
خب این چه
ربطی داره به…
دوست دارم چیزای
یی‌سول رو بگیرم.
چی…؟!
ولی… چرا؟
اول خودش ازم دزدید.
ص-صبر کن!
ب-بس کن…!
نا-هیون
الان برمی‌گرده،
واقعاً نباید…
شما دوتا با
هم هستین؟
نه، ولی بازم… این
کار درست نیست…
هی.
خب می‌خوای بکنم یا
نه؟ دو بار گفتی نه.
جدی… فقط بگو
خوشت میاد یا نه.
…خوشم میاد.
خوشم میاد، ولی
فکر می‌کردم باید نه
بگم. ببخشید…
اون ترسناکه…
آفرین پسر
خوب!
آه…!
خیلی خوب
بودی~
دیگه اعصابم رو
خرد نکن، فهمیدی؟
باشه…!!
لرز
واو~ چقدر
بزرگه…!
ببین، چقدر
سفت شدی!
کاری می‌کنم
حسابی کیف کنی.
اوه…!
باشه، پس درست‌وحسابی
انجامش می‌دم.
خوب نگاه کن که بعداً
باهاش جق بزنی، باشه؟
چی…؟!
آه…
آخ…!
اوه…
می‌سو…!
واو… این چیه؟!
با دو تا دستش
و زبونش داره کار می‌کنه،
دیوونه‌ام کرده!
اوه…!
آخ…
آه…!
آه…
می‌سو.
چقدر کیف داره…!
چطوری کیرش
این‌قدر بزرگه؟
فکم درد گرفت…
پوف…
لعنتی… بعد از
این‌که مکیدمش کلاً
شَهوتم گل کرد…
اگه بتونه خودشو نگه داره،
می‌ذارم کیرشو بکنه تو کصم.
اوه…!
چیک…
می‌سو… اوه…!
این حرومزاده…
بدون این‌که حتی بپرسه،
سینه‌هام رو دست زد…
ممم…
چیک…
اوه…
ممم…
یه چیزی دربارهٔ
آه…!!
…هی.
اگه می‌خوای این
کارو بکنی، اون‌پایینم
دست بزن.
اون‌پایین…؟!
خیلی نرمه… و گرم…
داره خیس می‌چکه…
فقط دست زدن به کصش
این‌قدر داره منو تحریک می‌کنه…
ممم…
ممف…
کل کیرمو کرده
توی دهنش!
ممم…!!
هر بار دستش می‌زنم،
کس خیسش یه صدای
شهوت‌آلود می‌ده…!!
و هر بار این قسمت رو فشار
می‌دم، محکم‌تر می‌مکه…
اینجا حساسه؟
شلپ‌شلپ
هنن…
هاا…
ممم-!!
آه… چقدر
هوس کردم…
دیگه طاقت
ندارم… خیلی دلم می‌خواد این
کیر منو بگایه…!
ممف؟!
آخ… می‌سو…!!
طاقت ندارم، دارم
ارضا می‌شم…!!
حروم‌زاده…!
داره تو گلوم فشارش
می‌ده…!!
ممم…!!
هوف…!!
شُررر
ها…
ادامه دارد…
Sarrast.com
قسمت 8
پایان

قسمت 8 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد ۲۳ ساعت بعد

فردا ۱۷:۰۰

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۱ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی تخت دوطبقه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت