تخت دوطبقه قسمت ۳ از ۳۳۰ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰
سونگ بین
بلههه؟
افتادن
Sarrast.com
این مال کیه ؟
سکوتتتتت
عه این چرا
اینجاس
اخ اخ بگا رفتم
تو زیادی
دور ازینجا زندگی
نمیکردی؟
عام خب میدونی
الان همین نزدیکیا
زندگی میکنم
وایسا پس یعنی با
خواهرت زندگی میکنی؟
اگر لو بدم قطعا شایعه
بدی ساخته میشه
اممم
نه راستش من با یه پسر
زندگی میکنم و خب این
شورت دوس دخترشه
خب اممم...
باشه باشه
حالا چرا انقد
استرس داری؟
میدونی یکم
خجالت کشیدم فقط
همین ...
خیلی
بامزه ای
اخی ... ارزششو داره
بخوام داشته باشمش
بیا
بریم یچیز خوشمزه
واست بخرم
مرسی ولی خب من یه
قرار دارم راستش ...
هاها
ببخشید
وایسا الان دست
رد به سینم زد ؟
واقعا؟
میخوای چیکار
کنی مگه؟
راستش قراره با نا
هیون شام بخورم
اوه وایساااا !
نا هیون ؟
خیلی خوبه
پس ... بگو اونم بیاد و
من میتونم جفتتون رو
دعوت کنم
اره این
بهترین فرصته
تخت دو طبقه
مترجم :‌Godrax
قسمت 3
Sarrast.com
ببخشید
نا هیون
راستش قرار
بود فقط خودمون
دوتا باشیم ولی انگار
3 تا شدیم
اوکیه بابا ... تازه
بهترم هست
من قبلا با ای
سیول نوشیدمم
پس یعنی 3 تایی
بودن رو به تنها بودن با من
ترجیح میده ...
خب حالا
کجا هست؟
راستش میخواس
یه لباسی بپوشه که
راحت تر باشه
Sarrast.com
اوه واقعا؟
خجالت
عه اینجایی
که نا هیون !
سلامممم
قرارتو که به
هم نزدیم نه؟
سلاممم!
نه بابا
راحت باش
مگه قرار نبود
یه چیز بپوشه که
راحت تر باشه؟
این خیلی سکسیه لعنتی
اون شب راحت
رسیدی خونه؟
اره !
هاهاا...
ای
سیول ... منظورت از
ما چی بود؟
خب میدونی من یه
دوستمو هم اوردم
Sarrast.com
خیلی اصرار
داشت که بقیه دانشجو
ها رو دعوت کنم
و خب
بخاطر همین اومدم
اینجا
هاهاا...
این خوب نیس
کارایی که توی
دانشگاه انجام بدیم؟
عام خب فک کنم
اوکی شدن با جامعه
میدونی من با تازه
واردا رابطه خوبی دارم
واقعااا؟ خیلی خوبه
که ... تو دوس داری بهشون
کمک کنی یعنی؟
راستش شک دارم
زیاد دوسش داشته
باشم ولی خب
بعضی مواقع حس خوبی
میده وقتی انجامش میدم
پس یعنی واقعا
کسی نیس که بخواد
کمک کنه بهشون؟
یکی بود ...
نه وایسا ... با من
میشد دو نفر
هاها...
چرا انقد خوب با
هم جور شدن اینا؟
این قرار واسه
اون دوتا نبودا
سونگ بین
دوس داری باهام
یه گروه بسازی؟
اره چرا که نه ...
اوه اوه
سونگ بین ... تو از نا
هیون خوشت میاد؟
هااااا
ن- نههه!
نه واقعا ...
منظورم اینه
که به عنوان یه دوست واقعا
دوستش داری میدونی ... خیلی
نزدیک به هم بنظر میاید
اوه اره خب ...
به عنوان یه دوست
واقعا دوستش دارم
اون ازش خوشش میاد
پس بخاطر همین بود که
درخواست اولمو رد کرد
هاها
میدونی وقتی که سونگ
بین خیلی تنها بنظر میومد
من بهش کمک کردم
و اینطوری شد که به
هم نزدیک تر شدیم
پس باید برنده شم ازش
گرمت شده ؟
اگر بخوای میتونی
هودیو در بیاریا
اوه !
اخه میدونی
من چیز خاصی زیرش
نپوشیدم
باید یجوری از دست
رقیبم راحت شم
خیالت راحت بابا ... فقط
خودمون دیگه پس راحت باش
عام اوکیه ...
هوف
تو هودیه
واقعا گرم بودا
Sarrast.com
ماووووووووووو
نمیتونم بهش
بگم که دوباره هودیشو
بپوشه نه ؟
دانگ سو ... واقعا
میخوای بری؟
یکم کار دارم که
انجام بدم خب ...
یکم دیگههه
ببخشید ولی
دیرم شده
ایده خوبی بود
که بفهمم نونا چه چیزیو
دوس داره ... اونم از زبون
سال بالاییا
و خب تو هم
انگار خوب باهاشون کنار
میایا دانگ سو
ولی خب ترجیح
میدم با تو بیام بیرون
و وقت بگذرونم
بای باییی
دفعه بعد
میتونیم تنهایی وقت
بگذرونیم نه ؟
تو کلاس ادبیات
میبینمتت
امروز خیلی
روز خوبی
بودددد
هاها
خوشحال
بنظر میایا
چرا هنوز اینجایی
میدونی میخواسم
توی اتاق استراحت سال
بالاییا بخوابم
تختاشون خیلی
باحاله اخه
اوهوم ...
میرسونی
منو اونجا؟
عام من ؟
هوم
ای سیول ...
اهه نیازی
نیس انقد رسمی
باشی باهاما
پس ای
سیول ...
تا کی باید اینجا بمونم ؟
میدونی اینجا
واقعا روح داره ها ...
روح فلسفیییی
همینجا بمون تا وقتی که
خوابم ببره و بعدش برو
خب نظرت چیه
گوشیتو خاموش کنی که
زودتر خوابت ببره؟
هوف
باشه ...
خیلی مست کردم و خب
سرم داره گیج میره کلا
گیج میره...
خیلی بد گیج میره
اهه میخواسم با
دانگ سو وقت بگذرونما ...
فقط خودمو خودش
فک کنم خوبه
که دارمش ...
تازه به
حرفامم گوش میده ...
پسر خوبیه
سونگ بین
دراز بکش پیشم و
استراحت کن
چیییی؟
واقعا ؟
پیشت ؟
اوکیه بابا دراز
بکش دیگه
اوه باشه ...
فقط بخواب
وقتی خوابیدی
میرم دیگه
از پشت
میبینمش حس میکنم
دانگ سو عه
ای سیول؟
فکرشو که
میکنم ...
کمر خوبی داریا
واقعا؟
اره ...
هرچی نباشه
یه پسری دیگه
اره خب
هستم ...
ای سیول ...؟
هااا
گرمه
نمیخوای
بخابی ؟
چیو داری لمس
میکنی توووو
ای سیول ...
لباساتتتتت ...
عاح
میدونی
گرممه فقط
ادامه دارد ...
داستان های سکسی
تصویری بیشتر
در Sarrast.com
قسمت 3
پایان

قسمت 3 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد ۲۲ ساعت بعد

فردا ۱۷:۰۰

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۴ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۵ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها
برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی تخت دوطبقه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت