ادامه بده.
دوباره
همونجوری که
الان کردی، سر به
سرم بذار.
تازه اومدی، پس
نمیتونی، نه؟
یالا.
یه چیزی
بگو، دیوید.
میدونم الان داره
سعی میکنه منو
تحریک کنه…
ولی فکر نکنم این
دفعه بتونم باهاش
همراهی کنم.
ووییی!
هاا!
هی…
دیوید!
هاا!
داری… خیلی
زور میزنی!
هاا!
یه چیزی رو
ببین، هلن.
کونت داره
میافته پایین، برای
همین حرکتدادنم
داره سخت
میشه.
میتونم اینجوری
حساب کنم که
نمیخوای ادامه بدیم؟
چ-چون
زانوم شل
شد، احمق!
اگه طاقباز
بخوابم میتونیم
ادامه بدیم!
چقدر خوشم میاد
اینقدر روراستی.
ههن…
حالا دیگه لازم
نیست وایسی، پس
هو… عجله کن دیگه!
چه خبرته
وایسادی؟
یالا. اگه اینقدر
میخوایش، باید قشنگ
التماس کنی.
بیا یه بار دیگه
امتحان کنیم.
ل-لطفاً…
بده بهم…
خواهش
میکنم…
حالا شد.
دختر خوبی
هستی!
ههن!
ههنن!
هاا!
آه!
د-دیوید.
میشه دست
از سینههام برداری
و همونجوری
فشار بدی؟
وقتی حشری میشه
چقدر بامزه میشه!
آه… فکر
کنم نزدیکه.
هلن. زود دارم
ارضا میشم.
میکشمش بیرون-
ه-هلن؟ دارم
ارضا میشم…
م-من… الان تو دورهی
امنم هستم، پس
همونجوری ادامه بده!
بریزش توم!!!
چقدر حال داد
بدون هیچ نگرانی سکس
داشته باشم.
ولی فقط با فکر برگشتن
به سر کار هفتهی بعد
دوباره حالم خراب میشه.
ای کاش
همین الان زمان
وایمیساد.
چی شده؟
به چی فکر میکردی که
تازه بعد از سکس اینقدر
عمیق آه کشیدی؟
آه… فقط داشتم به
کار فکر میکردم.
پس مشکل بیشتر
از سرگروهته…
درسته؟
هان؟ خب،
فکر کنم آره.
میخوای
بگم بهت؟
چی رو بگی؟
چطوری کاری کنی
که سرگروهت به
حرفت گوش بده.
Sarrast.com
کارمند کصخل
مترجم :Godrax
قسمت 5
ادامه دارد...
داستان های سکسی
تصویری بیشتر
درSarrast.com